دل نوشته های یک طلبه

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

خداحافظ ماه کریم !


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
خدایا تمام شد ، همه ی آرزو های من تمام شد . همه آرزو های من شب های رمضان بود ، شب های رمضان تمام شد. دلم برای خدا تنگ می شود ، دلم برای سفره تنگ می شود ، سفره افطار ، سفره ای بزرگ ، بزرگی این سفره به خاطر خودش نیست ، بزرگی سفره به خاطر صاحب سفره است خدا سفره دار است . ماه ، ماه خدا ، ماه مهمانی خدا تمام می شود .
بار خدایا با بیرون رفتن از این ماه ما را از گناهان و خطاهایمان بیرون ساز و با پایان یافتن و سپری شدن آن ما را از بدی‌ها و گناهانمان بیرون ببر و ما را به سبب آن از خوشبخت ترین اهل آن ماه و از بهره مندترین کسان در آن و از کسانی که فراوان ترین سهم و بالاترین نصیب را از آن ماه دارند قرار بده.مهربانا! در روز عید فطر از هر گناهی که انجام داده و هر عمل زشتی که پشت سر گذاشته ایم و هر فکر و اندیشیده بدی که در دل خویش پنداشته ایم به درگاه تو توبه می کنیم.
و من الله توفیق .
---------------------------------
پاورقی :
1 - از این به بعد فقط سه شنبه ها آپ میشم !
2 - سعی می کنم در آینده بیشتر از حوزه و از حال هوای طلبگی ( خودم ) بنویسم .
۲۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
الاحقر العبد

عمامه

عمامه، بوی رسول الله را اگر بدهد، نگاهش هم که کنی، عبادت است.

و اگر به من باشد، می گویم می شود به این عمامه دخیل بست و از آن تبرّک جست!

که «عمامه» به نام رسول الله، عمامه است... وگرنه، چه بسیار "معاویه" ها و "مأمون" هایی که عمامه بر سر می گذاشتند، آن هم در نهایت زیبایی و شیکّی!!... والّا!

عمامه، بوی رسول الله را اگر ندهد، با پشیزی هم برابر نیست!

آنجا که امام عارفان و زینت عابدان، به منبری که در مجلس یزید، بر آن «علی» را لعن و «حسین» را طعن می کنند، خطاب می کند: «تخته پاره ها...»، پس عمامه ای که حقش ادا نشود، چیزی جز چند متر پارچه ی بی ارزش نخواهد بود... والّا!! 

روحانی اگر نشود به او گفت «علیه السلام»، لااقل باید بشود به او گفت «رضی الله عنه»! و آنهایی که «علیه السلام» و «رضی الله عنه» نیستند، حسابشان باشد با کرام الکاتبین.

البته اول، حساب شان باشد با آدم هایی که حجّت بی چون و چرایشان در گفتوگو با تو اینست: « قسم به عمامه ی رسول الله که رو سر شماس...» و «قسم به منبر رسول الله که روش روضه می خونین...» که از عهده ی جواب این آدم ها اگر برآمدند، تازه برسند خدمت کرام الکاتبین! 

سلام بر روحانی هایی که نگاهشان به عبا و عمامه، مثل لباس سفید احرام است و وقتی عمامه بر سر می گذارند و عبا بر دوش می کشند، اگر احساس مُحرم شدن نکنند، از خودشان می پرسند: "هی! پس واسه چی داری اینو می پوشی وقتی با کت و شلوار فرقی برایت نمی کند!"

سلام بر روحانی هایی که هر روز وقتی می خواهند عمامه بر سر بگذارند و عبا بر دوش بشکند و از خانه بزنند بیرون، انگار می کنند که عمامه ی خونین و خاک آلود سیدالشهداء را از طف تفتیده ی نینوا برداشته اند و بر سر گذاشته اند نه عمامه ی خودشان را!

سلام بر روحانی هایی که عمامه ی خاک و خون آلود سیدالشهداء را قدر و حرمت می شناسند!

سلام بر روحانی هایی که از فرط "روحانی بودن"، از کنارشان که رد می شوی، زلالی شان به تو هم سرایت می کند! و وقتی نگاه شان می کنی یک عالمه اتفاق های خوب توی دلت می افتد...

سلام بر روحانی هایی که حتی بعدِ هزار و سیصد سال، می شود بهشان گفت: «شاگردان امام صادق»!

۳۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
الاحقر العبد

کریم آل کساء

بر آتش دل، آبی نشان، ای روزگار شیعه که تلخی غیبت به کام داری!

روشن شو، ای فانوس چشم عاشقان آل یاسین! نهان شو در سینه، ای غم! خنده نگاه مهربان حسن بن علی علیه‏السلام را در طلوع آفتاب امروز دیده‏ام. کرامت نامش را در بارش ستاره‏های دیشب نیوشیده‏ام.

باده‏ام ده، ای امید؛ ساغرم را مشکن، ای غم که بوی کرامت پسر فاطمه، شادی آسمانیان را وعده داده است.

به خانه فاطمه خوش آمدی!

آرام بگیر در آغوش فاطمه! بگذار بوی یاس آمدنت را حس کنم. آرام بگیر تا صدای قلبت به قلب فاطمه، جان بدهد! تنهایی خاک مدینه را از دل فاطمه ببر! لختی از گریه دست بردار، کودک دلفریب خانه علی!

بوی پدرم از تو به مشام می‏رسد.

 

جلوه کرامت خدا، جلوه جمال محمد به خانه تنهایی فاطمه، به دنیای غربت خوبان خوش آمدی!

اگر تو نبودی...

اگر تو نبودی، کدامین سرو را به قامت قیامت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تشبیه می‏کردند و شاعران، با کدامین واژه، مهربانی یاس را صدا می‏کردند و آسمان، ماه را با کدامین نام به میهمانی ستاره‏ها می‏خواند؟

سرور جوانان بهشت! اگر تو نبودی، نامه زیبارویان را چه کسی مهر تأیید می‏زد و کدامین معنی، واژه عطای بی‏منت را دلالت می‏کرد؟ ای دلیل عشق‏ورزی شیعه، ای مظلومیّت عشق در مغاک عقل!

زمین، تو را کم داشت

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
الاحقر العبد

اول وقت ادا یا وقت فضیلت ؟ مسئله این است !

سلام
چند وقت پیش بود داشتم توی اینترنت بین وبلاگ های بروبکس و سایت های توپ(البته مذهبی یکم فوتبالی) قل میخوردم که ییهو تو یکی از همین سایت ها یه جمله نظرمو جلب کرد :


خلاصه کلی روش فکر کردم بازم به جایی نرسیدم ، تا این که رفتم سراغ آچار فرانسه همون گوگولی خودمون ، یه سرچ توپ برای اوقات فضیلت نماز های یومیه زدمو کلی مطلب توپ به تورم افتاد  ، حالا بخون کی نخون ، وقتی از خوندن مطالب فارغ شدم ، از یه طرف کلی دپرس شدم که بابا عمری نماز اول وقت رو اشتباه گرفتی از یه طرف دیگه کلی حالی به حولی شدم که نمردیم بالاخره وقت فضیلت نماز رو گرفتیم !
خلاصه تحقیقاتم در مورد اوقات فضیلت نماز های یومیه رو تو ادامه مطلب براتون گذاشتم .
و من الله توفیق .
---------------------
برخی از دوستان عزیز مطلب رو اشتباه گرفتن ، یعنی برخی شبهات در مورد نمازهای گذشته برایشان به وجود آمده که برای من هم پیش اومده بود ، اولا که جدا خانی نماز ها از یه طرف مستحبه نه واجب ، تاکید میکنم مستحب ! ثانیا از طرف دیگر روایاتی داریم که عقب یا جلو خواندن نماز از وقت فضیلت بدون عذر مذمت شده ، خلاصه سر یه دو راهی گیر کرده بودم که توی سایت askquran جوابم رو پیدا کردم و فکر می کنم این جواب به درد شما هم بخورد :

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
الاحقر العبد