حوزه علمیه کجاست؟ واقعا به کجا حوزه علمیه می گویند؟ این دیوارها و درها و ساختمان ها، همان حوزه ای است که سربازان امام زمان را تربیت می کند؟ یا نه، حوزه علمیه چیزی فراتر از این ها است؟ چه فرقی میان حوزه علمیه و دانشکده الهیات است؟
اینها سوالاتی است که بسیاری از بازدید کنندگان حوزه های علمیه و به ویژه حوزه علمیه قم دارند. بسیاری از بازدید کنندگان وقتی وارد شهر قم می شوند، طلبه هایی را می بینند که با عمامه های سفید و سیاه در معابر قدم بر می دارند و تصورشان از حوزه علمیه، تمامی شهر قم را در بر می گیرد.
این بازدیدکنندگان به ویژه هنگامی که به حرم مطهر حضرت معصومه (س) نزدیک می شوند، با تعداد بیشتری از طلاب مواجه می شوند و بسیاری از ایشان فکر می کنند که طلبه ها در واقع در حرم تحصیل می کنند به خصوص که بسیاری از مباحثات دو یا چند نفره طلبه ها در کنار ضریح مطهر خواهر گرامی امام رضا (ع) صورت می گیرد.
تک و توکی از زوار و مجاوران اما می توانند از درهای مدرسه فیضیه که در برابر ورود غیر طلبه ها و به ویژه خانم ها، محافظت می شود، بگذرند و سپس از دالان های تنگ و همیشه شلوغ بین فیضیه و دارالشفا گذر کنند و ساختمان های اصلی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم را ببینند. اینجا دیگر تراکم طلاب به اوج رسیده است به ویژه اگر در ساعاتی باشد که طلاب برای گرفتن شهریه یا انجام امور اداری مراجعه می کنند.
اما آیا اینها حوزه علمیه قم است؟ آیا حوزه علمیه چیزی مخفی و نامکشوف در میان ساختمان های اداری و مدرسه فیضیه است که از پیش چشم مردم نهان می ماند؟ شاید خیلی ها دلشان بخواهد به این سوال جواب مثبت بدهند. اما پاسخ مثبت به این سوال که ساختمان ها و در و دیوار و مجموعه طلاب، همان حوزه علمیه است، اشتباه است.
باید از قم فاصله گرفت، از شهرهای بزرگی که حوزه های قدیم و پر رونقی دارند خارج شد تا بتوان معنای حوزه علمیه را درک کرد! حوزه علمیه، در واقع نظام مقاطع نیست که هر سال آمارهای بیشتر می دهد. آمارهایی مانند تعداد شاغل به تحصیل در سطح یک، طلاب سطح ۲ و پایان نامه های دفاع شده سطح سه و چهار! حوزه علمیه حتی شورای عالی مدیریت یا مرکز مدیریت حوزه علمیه نیست که در ساختمان ها و معاونت های آن بچرخیم از معاونت پژوهشی گرفته تا معاونت آمار و بررسی را فهرست کنیم و به عنوان حوزه علمیه در بروشوری به جویندگان حوزه علمیه نشان بدهیم.
حوزه علمیه بیوت مراجع معظم تقلید و رساله های عملیه ایشان و دفاتر پاسخ گویی و نمایندگی این حضرات آیات نیست که در سرتاسر ایران و بیشتر شهرهای جهان که شیعیان در آن زندگی می کنند، پخش است. حوزه علمیه یه روح دارد که در تمامی این مراکز و دفاتر و ساختمان ها جاری است و در عین حال فراتر از آنهاست!
این نیست که کسی چند صباحی لباس طلبگی به تن کند و سپس بعد از مدتی، لباس از تن به در کند و پشت مویی بلند کند و به خارج از ایران برود و سپس به عنوان نماینده حوزه علمیه سخن بگوید! یا سالیانی به درس خواندن در کوچه های تنگ و فراخ قم بپردازد و سپس جامه علم آموزی از تن به درآورد و آواره پاریس و نیویورک و واشنگتن و موسسات تحقیقاتی آنها شود و به عنوان کارشناس حوزه علمیه، رمان هم برای آن بنویسد!
در واقع حوزه علمیه را نمی توان چنین شناخت که بعد به توان به عنوان کارشناس آن اظهار نظر کرد! در حوزه علمیه از طلبه های جوان درس خوان حاضر هستند که با کوچک ترین احساس تکلیفی به میان میدان می آیند تا پیران سرد و گرم چشیده ای که کوران حوادث، ذره ای در تصمیماتشان خللی ایجاد نمی کند!
روح حوزه علمیه را باید در کسوت یک طلبه درک کرد، نه در کسوت یک کارشناس! و البته آنها که در لباس سربازی امام زمان خدمت می کنند، مثل ماهی که در آب است، از توصیف آنچه در آن هستند، ناتوان هستند و کارشناسانی که از بیرون با دقیق ترین ذره بین ها، همه چیز را می بینند، مانند ناظری که اقیانوس را می نگرد، چیزی را کشف نمی کنند.
دروس حوزه را در دانشکده الهیات هم می توان تدریس کرد، مگر تدریس زبان عربی و لمعتین خواندن و رسائل و مکاسب فقط باید در مکان خاصی انجام شود؟ اما چیزی که در دانشکده الهیات یافته نمی شود، همین روح حوزوی بودن است که طلبه را به هجرت کردن بعد از آموختن وا می دارد! هجرتی که نباید آن را با طرح های هجرت کوتاه مدت و بلند مدت اشتباه گرفت، بلکه هجرتی به بیرون از نفس آدمی تا در این هجرت سخت و طاقت فرسا، چون فولاد آبدیده ای تربیت شود و بتواند دیگران را در هجرت از خویشتن خویش، یاری کند.
حوزه علمیه جایی است که این روح در آن پیدا می شود، خواه حجره ای کوچک در مدرسه ای نیمه ساز باشد یا حلقه مباحثه دو طلبه در مسجد گوهرشاد. در چنین جاهایی است که سربازان امام زمان رشد می کنند، علم می آموزند و بعد در کسوت روحانیت به مقابله با ظلم و جهل می روند نه از لابلای نظام درسی و حضور و غیاب و حذف بعد از سه جلسه غیبت!